اشعارعاشقانه زیبا

عشق یعنی چه؟

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

برای عشقم..................

 

 

یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من اگه هزار بار دیگه هم بدنیا بیام همیشه دوباره عاشق تو میشم ، نمیدونم چرا ، اما میدونم که میشم ...

 


♥ شنبه نوزدهم مهر 1393 ساعت 15:21 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

عشقم......................

 

 

محمدم، عزیزم ، عشقم ، عمرم ، جونم ، بفهم ...

بفهم ...

بفهم که عاشقتم ...

بفهم ...

 


♥ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ساعت 22:57 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دوستت دارم نفسم..............

 

 

 

مینویسم سرشار از عشق

برای تویی که همیشه

تنها مخاطب خاص دلنوشته های منی...

 برای تو که بخوانی و بدانی

دوست داشتنت در من

 بی انتهاست...

محمدم  همه ی زندگیم عاشقتم.................

 


♥ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ساعت 22:0 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

محمدجونم عاشقتم.............

 

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم 

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم 

ای مهربان - پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید 

تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم.از عشق تو…..

از داشتن تواشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم 

تقدیم به نامزدمهربونم محمد که باتمام وجودعاشقشم

 

 


♥ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ساعت 16:53 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

اسمش راهرچه می خواهی بگذار..........


نامش را هرچه میخواهی بگذار

تعصب

غیرت

حسادت

من نامش را عشق میگذارم

و دلگیر می شوم از بعضی ادم ها

که تو را از آن خود می دانن

تو فقط برای منی

شادی ات شادی من است

وجودت گرما بخش زندگیم

من تو را باهیچکس عوض نخواهم کرد

و این نامش عشق است

تو نامش را هرچه می خواهی بگذار...


♥ جمعه هشتم فروردین 1393 ساعت 16:0 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

مرد من................


مرد من که تو باشی زن بودن خوب است....

از میان تمام مذکر های دنیا فقط کافیست پای تو در میان باشد...

نمیدانی برای تو خانوم بودن چه کیفی دارد...


عکسونه- عکس های متحرک عاشقانه و زیبا



♥ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ساعت 21:35 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

میخوام بگم..................؟


q767_82.jpg

 

تا حالابهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم...

می خوام بگم تو دنیای منی ...

می خوام بگم دوستت دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم ...

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه  !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه!!

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم ...

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ...

می خوام بگم هرجور که باشی دوستت دارم !!

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم ...

میخوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ...

می خوام بگم یک لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوستت دارم ..


♥ جمعه بیستم دی 1392 ساعت 11:59 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

عشق یعنی برای توزیستن.............


راه که میروی عقب میمانم

 

نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم

 

میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم

 

میخواهم رد پایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد

 

تو فقط برای منی.........

 

[تصویر:  kiss_1-4.jpg]

 

دوست دارم ببرمت یه جای شلوغ، خیلی شلوغ

 

وایستم اون وسط نگات کنم

 

بگم اینارو میبینی

 

بگی آره

 

بگم تو هیاهوی همه ی این آدما، من چشمام فقط دنبال تو میگرده

 

دلم برای تو تنگ میشه

 

صداهاشونو میشنوی

 

بگی آره

 

بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده

 

بگم حالا چشماتو ببند، بگو چه حسی داری

 

بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه

 

بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه


♥ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ساعت 15:59 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

برو طوری نیست..............


می خواهی بروی ؟؟ بهانه میخواهی؟ بگذار بهانه را دستت بدهم




برو...هرکس پرسید چرا؟




بگو لجوج بود سرسختانه عاشقم بود




بگو فریاد میزد همه جا فریاد میزند که مرا میخواهد




بگو دروغ میگفت میگفت هرگز ناراحتم نکردی




بگو درگیر بود همیشه درگیر افسون نگاهم بود




بگو بی احساس بود به همه ی فریاد ها توهین ها واخم هایم فقط لبخند میزد




بگو اون نخواست نخواست کسی جز من در دلش خانه کند




و من تمام احساسم را در دو کلمه خلاصه کردم دوستت دارم


♥ دوشنبه بیستم آبان 1392 ساعت 11:59 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دلم برات تنگ شده .............




من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...

غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشكهایت برای من ...

بخند برایم بخند

آنقدر بلنــــد

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...

صدای همیشه خوب بودنت را

...دلم برایت تنگ شده...


♥ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ساعت 9:44 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

حرف دل...............


به سلامتی اونی که میدونی هیچوقت نمیتونی بهش زنگ بزنی ولی بازم دلت نمیاد شمارشو پاک کنی.
.
.
.
انتظار سخت است...

فراموش کردن هم سخت است...

اما! اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است... .


♥ یکشنبه سوم شهریور 1392 ساعت 11:55 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دلتنگی................


دلم بچگی میخواهد!

میخواهم برود یک گوشه بنشینم,

پشتم را به همه دنیابکنم

پاهایم رابغل کنم وبلند بلند بگویم

من د ی گ ر بازی ن م ی ک ن  م ...


♥ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ساعت 21:27 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

به اوبفهمان.................

خدایا به او بفهمان که چقدر دوستش دارم

به او بفهمان که بدون او زندگیم پوچ و بی معنی است

خدایا به او بفهمان که وقتی در کنارم نیست چقدر دلم برایش

بی طاقتی میکند

به او بفهمان که اینقدر مرا عذاب ندهد

خدایا به او بفهمان که من هم مانند او غرور دارم

و گاهی این غرور مسخره مرا از او دور میکند

خدایا به او بفهمان تنها آرزویم او ورسیدن به اوست

خدایا به او بفهمان که نیازمندش هستم

به او بفهمان که خواهانش هستم

حتی اگر از روح لطیفش از چشم سیاهش

از جسم مغرورش دور باشم

حتی اگر در کنارم نباشد

حتی اگر مثل همیشه با غرور و بی رحمی مرا ترک کند

باز هم خواهانش هستم

و خواهم بود

((به او بفهمان))


♥ شنبه بیست و نهم تیر 1392 ساعت 16:20 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

مانسل..................



ما نسل بوسه های خیابانی هستیم

نسل خابیدن با اس ام اس

نسل درد دل با غریبه های مجازی

نسل کادو های یواشکی

نسل جمله های کورش کبیر و دکتر شریعتی

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

نسل سوخته ،نسل من،نسل تو

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم 

بین عذابهایمان مدام بگوییم

"یادش بخیر"



♥ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ساعت 12:26 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

همیشه نه............


همیـــــشه نــــه...!

ولـــی گـــاهــی میـــان بـــودن و خـــواستـــن فـــاصلـــه  مــــی اُفـــتاد

وقـــتهـــایی کســـی رو بـــا تمــام وجود مـــی خــواهــی ...

ولـــی نبـــایـــد کنـــارش  بـــاشی...


♥ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ساعت 22:39 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

ازتومیگذرم بی انکه توراببینم.....................

 

از تو میگذرم ، تویی که گذشتی از همه چیز ،

از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ،

نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم.

این را هم فراموش میکنم ، جای من در اینجا نیست!

میروم تا آرام باشی ، تا از شر من و احساسم راحت باشی ،

میروم تا با کسی دیگر همنشین شوی

از تو میگذرم و شک نکن که فراموشت میکنم ،

هر چه شمع و شعله و آتش بود را در قلبم خاموش میکنم ….

نه اندیشیدن به تو فایده دارد ، نه فکر کردن به خاطره هایت ،

شک نکن بدون تو از شر هر چه غم در این دنیاست راحت میشوم

اشتباه گرفته ای ، من آن کسی که میخواهی نیستم ،

میروم تا حتی نتوانی یک لحظه هم نگاهم کنی….

از تو میگذرم بی آنکه لحظه ای برگردم و تو را ببینم ،



♥ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ساعت 13:16 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

ناامیدی.........................

ناامید شدن بدترین درد روی زمینه                                                                                                                                                                               

 اما بدتر ازاون اینه که درد داشته باشی نتونی به کسی بگی...                                                                                                                 


اونوقته که کم کم بغضات رسوب میکنه...            


بعد خیلی اروم بدون اینکه بفهمی میزنه به قلبت..                


                    اونوقته که قلبت از سنگ میشه...                                                                                                                                                                                                                                                                                                             خوبه دیگه اونجوری دیگه ادم غصه نمیخوره...        


♥ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ساعت 22:31 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دوستدارم رفیق...

دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا !!!
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت 
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری 
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ،دل من را دیدی...؟!


♥ جمعه بیستم بهمن 1391 ساعت 17:1 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

برای ان عاشق..............

 

 
 براي ان عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست

براي ان مينويسم كه معناي انتظار را ندانست،

چه روزها و شبهايي كه به يادش سپري كردم

براي ان مينويسم كه روزي دلش مهربان بود

مي نويسم تا بداند دل شكستن هنر نيست

نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم

و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم

مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باور كند


♥ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ساعت 21:19 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

حسرت

روزي ميرسد

كه دلت براي هيچكس

به اندازه من تنگ

نخواهد شد

براي نگاه كردنم ،

خنديدنم،اذيت كردنم و...

براي تمام لحظاتي

كه در كنارم داشتي

روزي خواهد رسيد كه

در حسرت تكرار دوباره ي من

خواهي بود

ميدانم روزي كه

نباشم هيچكس تكرار من نخواهد شد.



♥ شنبه هجدهم آذر 1391 ساعت 9:35 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دلتنگی.........


دلتنگ كه باشي

آدم ديگري مي شوي

خشن تر ، عصبي تر ، كلافه تر ، تلخ تر !

و جالب تر اينكه به اطراف هم كاري نداري...

همه اش را نگه مي داري ...

 و دقيقا سر همان كسي خالي مي كني كه دلتنگش

هستي...


♥ چهارشنبه هشتم آذر 1391 ساعت 14:3 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

تورو خدا نرو.......


وقتی بهم گفتی از من بدت میاد دیگه نتونستم جلوی گریه مو بگیرم  

دیگه نتونستم بغضمو پنهون کنم . .  

کاش شونه ای بود تا زار زار گریه می کردم . 

حتی تو هم از من خسته شدی می دونم..... 

می دونم اون قدر بدم که قشنگ ترین حسی که می تونی بهم داشته باشی تنفره ولی من  

من..... 

.

.


♥ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ساعت 19:12 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

سکوت......................


 

 

 

 

 چشم انتظارت می مونم

کاش میفهمیدی ســـکوت همیشه علامت رضــــایت نیست 
گاهی سکوت یعنی "امــــا"
 

یعنی "اگــــــر"
 
یعنی هزار و یک دلیل که " دل "میترســــد بلند بگوید 

دیـــــگر احتیاط لازم نیست . 

شکستنی ها شکست
 

هر جور مایلیـــــد حمل کنید .. !!

 

 


♥ پنجشنبه هجدهم آبان 1391 ساعت 14:42 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دوستت دارم

دوستت دارم باتمام وجود/درتمام لحظه ها/

درهمه حال...اما نمیدانم چه تصمیمی بایدبگیرم مانده ام...کارهایم برخلاف توست اما درونم تورا میخواهم نمیدانم

 چرا اینگونه است...تورا دوست دارم اماهیچ نشانی ازان درمن نیست*دوستت دارم*این کلمه را دوست دارم/

وجود تورا دوست دارم/اما بازهیچ تصمیمی برای زندگی خود نگرفته ام/میخواهم تودرتمام لحظات زندگی ام

 باشی ولی هیچ  تلاشی برای ان نمیکنم وباز می گویم دوستت دارم...اما نمیدانم............




♥ سه شنبه نهم آبان 1391 ساعت 21:19 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

مثل جاده های پرتم:

 

توی فصل بی تو بودن

فرصت یکی شدن نیست 

خوش به حالت که یه لحظه ام 

تو سرت خیال من نیست 

واسه تو فرقی نداره 

زنده باشم یا نباشم 

این منم بی تو انگار 

باید از خودم جدا شم 

توی آسمون چشمات 

به سیاهی دل می بازم

قصه ای تازه می سازم 

توی چشمهای تو دیدم

همه بود و نبودم

تو ولی رهاترینی 

بی نیازی از وجودم

منم اون غروب دلگیر 

تا همیشه پر روایت

این طرف شروع عشقه

اون طرف تا بی نهایت

توی این دیار غربت

عمریه من از تو دورم

مثل جاده های پرتم

که همیشه بی عبورم

 


♥ یکشنبه شانزدهم مهر 1391 ساعت 17:34 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

میترسم..............؟


میتــرســم…

کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد

نغمــه ِ دلـت را بشنــود

و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!

چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت!

ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …



♥ یکشنبه دوم مهر 1391 ساعت 16:7 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

برای تو..................


این بار مینویسمت...

 

.تو. را میان اصطحکاک مداد وکاغذ

 

گیر خواهم انداخت

 

شاید اینگونه بشود تورا

 

.تجربه. کرد...!!!

 

برای تویی که قلبت پاک است...

 

برای تو مینویسم...

 

برای تویی که تنهایی هایم پر ازیاد توست...

 

برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست...

 

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست...

 

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد..

 

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

 

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز واحساس پاک خودکردی...

 

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی...

 

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

 

برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است...

 

برای تویی که قلبت پاک است...

 

برای تویی که درعشق،قلبت چه بیباک است...

 

برای تویی که عشقت معنای بودنم است...

 

برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است...

 

دوستت دارم تا...!

 

نه...!دیگر برای دوست داشتن هایم

 

تایی وجود ندارد

 

بی حدومرز دوستت دارم


♥ شنبه یازدهم شهریور 1391 ساعت 11:53 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

دل نوشته


یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم

 


♥ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 ساعت 12:50 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

عشق يعني چه؟

عشق یعنی سوختنها از درون،
عشق یعنی سوختن تا ساختن ،
عشق یعنی عقل و دین را باختن ،
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،
عشق یعنی گم شدن در باغ دل ،
عشق یعنی تو ملامت کن مرا،
عشق یعنی می ستایم من تو را ،
عشق یعنی در پی تو در به در ،
عشق یعنی یک بیابان درد سر،
عشق یعنی با تو آغاز سفر ،
عشق یعنی قلبی آماج خطر،
عشق یعنی تو بران از خود مرا ،
عشق یعنی باز می خوانم تو را ،
عشق یعنی بگذری از آبرو ،
عشق یعنی کلبه های آرزو،
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام ،
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،
عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،
عشق یعنی سروهای سر بلند ،
عشق یعنی خارها هم گل کنند،
عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،
عشق یعنی سایه بانم من تو را ،
عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،
عشق یعنی می پرستم من تو را،
عشق یعنی آن نخستین حرفها ،
عشق یعنی در میان برفها ،
عشق یعنی یاد آن روز نخست ،
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست ،
عشق یعنی تک درختی در کویر ،
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،
عشق یعنی بگذری از هفت خان ،
عشق یعنی آرش و تیر و کمان ...


♥ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ساعت 11:28 توسط *فاطمه ومحمد 2820*

تنها؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شعر و عکس عاشقانه بسیار زیبا

دیگر آن مجنون سابق نیستم
آن بیابان گرد عاشق نیستم

اینک از اهل نسیم و سایه ام
با تب صحرا موافق نیستم

با سلامی با خیالی دل خوشم
در تکاپوی حقایق نیستم

بس کنید اصرار را، بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم


♥ یکشنبه هشتم مرداد 1391 ساعت 11:45 توسط *فاطمه ومحمد 2820*